تماس
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:42
دیشب سر شب تماسی داشتم در واتساپ.بعد از ۴ سال. دکتر موسی تاتار از ینگه دنیا. پسری فوق العاده با اراده و سخت کوش. دانشجوی سال آخر اقتصاد که بورس شده بود . میگفت بسیار سخت بوده تا بدینجا. و الان آزمون جامع رو هم داده و تقریبا خیالش راحت. چیزی که تعجب کردم این بود: زنگ زده بود حالمو بپرسه .به همین سادگ...
امروز روزم نبود
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:42
چند روزیه فکرم درگیر بندهای واخواهی دیوان واسه شهرجدید بود.بشدت اذیت میشدم و فکرم و ذهنمو حسابی مشغول کرده. دیروزم جلسه با مدیر گروه حسابرسی داشتیم که یه یکی دوتا بندشون رفت رو مخم. جالبیش این بود که
بیخوابی و این روزام
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:42
امشب از بی خوابی نهایتا به سرم زد که بیام اینجا. امروز جمعه رو کلا تو خونه بودم . بعد صبونه و نزدیکای ظهر دوباره خوابیدم .خوب هم خوابیدم. از یه طرف در اثر همین خواب طی روز و از طرف دیگه هم ذهن مغشوش ا
پیامهای عمومی و خصوصی
-
تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 0:18
1-هر موقع امتحانت میکنم، مشروط میشی. خودم نتیجه امتحان رو میدونستم. 2-قربانت. من هم ممنونم و دوستت دارم عزیزم. 3-خدا روح همه عزیزانمانو شادکنهراستی کد قالب زیباتو الان برام بفرست ممنونم بهترین دوستمDM
خدا قوت هاتیجا
-
تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 0:18
الان که من صد کیلومتر اینورتر از جیگرام هستم و فرصت کوچیکی پیدا کردم که بنویسم ایلای جان سر آزمون فاینال زبانشه و آبجیش و هاتیجا هم که حتما دنبالش تا بیارنش و بعدشم آیلین جان رو ببرن کلاسش. خلاصه دم این مادر گرم که تماما در خدمت خونوادش هست . کلاس بچه ها. مدرسه بچه ها. تکالیفشون . سلامتشون. غذاشون ....
بی خوابی
-
تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 0:18
حدود دو ساعت است که خاموشی زدیم که زود بخوابیم و خستگیهای بی حد رو تاحدودی رفع کنیم. هاتیجا و بچه ها خوابن و من هر چه تلاش میکنم نمیتونم بخوابم گرچه بشدت هم کسری خواب دارم و خسته هستم. از تیرماه که شرکت جدیده نیز اضافه شد به عنوان محل کار، داستانهای مختلف اونجا آرامش رو ازم گرفته و مسیر یکصد کیلومتر...
عجب دنیایی
-
تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 0:18
الان میترسم یه چی بنویسم که برداشت دیگه ای ازش بشه ! جایی رو ندارم که واسه خودم و در خفا بنویسم (البته منظورم این نیست که همه باید مثل من باشند). هر چه دارم چه ستایش و عشق ورزیدن و چه گلایه . همه در ه
ترس!!!
-
تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 0:18
وبلاگ من که خیلی دوسش دارم وبلاگ تازه کاری نیستش و خیلیها آدرسشو دارن گرچه الانه دیگه رویکرد وبلاگنویسی بنظر میرسه با وجود شبکه های اجتماعی دیگر کمرنگ شده. از خودم سوال میکنم: یعنی من کسی هستم که بخاط
مرد
-
تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 0:18
جنس مرد شاید بدنبالش روحیه خشن .خشک و سنگدلانه ای را تلقین میکند اما همین مرد به چیزهایی دلخوش است که بسان شیشه نازک است. تصور کن همین اندک خواسته و دلخوشیش ترک وردارد. بدنبال این است که به بهترین وجه
ماه رمضان
-
تاریخ: 1397/9/9 ساعت: 14:18
رمضان, امسال زمان خوبی افتاد . در زمان اوج ناآرامیهای ذهنی ما. فقط امیدوارم این ماه خدا بتواند آرامش رفته ما را برگرداند. تصمیم بر نقل مکان به کرج است و من خیریتی در این می بینم. فکر میکنم گذشت زمان آنکه دیگر با آزمایش و خطا همیشه تاوان پس دهیم. عمر باقیمانده را هر جند که کوتاه باشد ، ارامش میخواهم ...
احوالات مترو و مردم شهر
-
تاریخ: 1397/9/9 ساعت: 14:18
دیروز اولین بار از شرق تهران با مترو, اومدم غرب و بعدشم کرج. بسیار کسل کننده و سخت بود. مخصوصا تیکه مربوط به داخل تهران. ازدحام جمعیت باعث میشد که سرپا وایسادنهای طولانی یادت نیاد . روزه هم که هستی و س
پیام خصوصی
-
تاریخ: 1397/9/9 ساعت: 14:18
پست که میزنی ، برخی وجود دارند که از هر فرصتی برای نیش زدن و زحمی کردن دل استفاده می کنن. طوری نظر خصوصی, میدن که آدم از پست زدنش پشیمون بشه اونم زمانی که تازه و دوباره نفس اینو پیدا کردی که اینجا رو ف
تجربه و یافته
-
تاریخ: 1397/9/9 ساعت: 14:18
پس از حدود ۴ دهه ورود به این دنیا در کشوری به نام ایران و پس از تجربه, های نه چندان کم برخی اصولی که هیچوقت آموزش داده نمیشود را دریافتم. یکی از آنها اولویت بندی اهداف و خط زدن بسیاری و انتخاب تنها یک
با دخملا تو پارک محل
-
تاریخ: 1397/9/9 ساعت: 14:18
دیشب حدود 9 شب یهو به بچه ها گفتم حاضر شید بریم پارک, محل بازی کنین. باورشون نمیشد و پاشون رو زمین بند نمیشد. خلاصه رفتیم . هر دو با دوچرخه هاشون . حودد یکساعت حسابی دووچرخه سواری کردن و بازی کردن . جاتون خالی منم حسابی حال کردم از حال کردن این دو تا دخمل ناز و گل. دوستتون دارم ناجور دخترا. بووووس
روز کارمند
-
تاریخ: 1397/9/9 ساعت: 14:18
امشب که برگشتم خونه ، بعد مدتها همسر عزیز و دخترای گلم سورپرایزم کردن . دو شاخه گل رز خوشگل تزیین شده، کیک خوشمزه و کادو.... واو.حسابی ذوق کردم. جیگری تو پشت بوم کباب کردیم و همونجا نوش کردیم.جاتون خالی. دمتون گرم و دوستتون دارم. بوس
دائمی
-
تاریخ: 1397/9/9 ساعت: 14:18
نمیدانم چرا باید ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی دیگران سنجید؟!!!!! برای خوش بودن در دو روزه دنیایی که فردایش معلوم نیست هر کس می باید تا جایی که می تواند در جهت زندگی شادتر گام بردارد. یقینا همین تفاوتها و تواناییهاست که منجر به ساخت انواع مختلفی از شیوه های زندگی میشود. کاش خدا ظرفیتها را افزای...
هشتگرد
-
تاریخ: 1397/9/9 ساعت: 14:18
ایلای و آیلین(آی دا) الان هر دو تا بیرون تو محوطه بازی میکنن با بچه های همسایه ها(مهسا، صبا، ستایش، کارن ). نم نمی هم داره بارون میاد . من و عیال هم تو حئنه نشستیم و از این آب و هوای تمیز و اکسیژن دار
هنگ
-
تاریخ: 1397/9/9 ساعت: 14:18
کمتر پیش میاد مغز آدم درد بگیره. الان مغز بهمراه حسم در حال انفجاره. خیلی بده دیگرون رو مخ آدم ،رو حس آدم و کلا تو کل زمان زنده بودن آدم تاثیرگذار باشن. همه حس و استراحت و تعطیلاتتو و برنامه های شخصی و خونوادگیتو بهم میزنن
حلیمه خاله
-
تاریخ: 1397/9/9 ساعت: 14:18
در میان آشفتگی ذهن . در خواب مجدد صبح بین ۸ تا ۹ صبح با چشمانی اشک آلود بیدار شدم. تو خواب حلیمه, خاله, ام رو دیدم که بیش از ۲۰ سال پیش به رحمت خدا رفته بود. خونه پدری ما اومده بود. خاله, رو با همون سن و
انچه هست و باید، نه آنچه میخواهند
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 18:14
بیا انچه هستیم باشیم ، برای خودمان . نه آنچه می خواهند