خرید بک لینک
معلم کوشا و مهربان من
چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۸/۲۳ | 0:25 | دنیا -

واقعا خدا قوت بهت عزیزم.

دمت گرم از اینکه هم سر کار میری. هم به درس بچه ها توجه داری . هم کلاسای متفرقه بچه ها. و نیز کارهای خونه و ...

و بدتر از همه منو تحمل میکنی عزیزم. ❤

بشدت دوستت می دارم زیبای من

نصفه شب ۲۲ آبان ۴۰۳ بیمارستان خاتم الانبیاء

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 4:30

تابستون ۴۰۴
جمعه ۱۴۰۴/۰۵/۰۳ | 0:49 | دنیا -

زمان بشدت در حال گذره ‌ در واقع عمر بشدت در حال گذره و قشنگ بالا رفتن سن رو حس می کنیم. جنگ رو از نزدیک ندیده بودیم که از ۲۳ خرداد بمدت ۱۲ روز دیدیم. پدافند، موشک ، ریز پرنده، جنگنده ، بمب و ...

و الانم تعطیلی بخاطر بحران آب!

درد پشتت، ام آر آی ، نوار عصب و عضله، مامو و سونوگرافی! و درد شانه و گردن! همه و همه قطعا دلیلی جز عصب نیست!

باید بیشتر مراقبمون باشیم عزیزم هر چند همه چی مردم و ملتمون رو هواست و کس را امیدی نمانده !

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 4:30

11 تا 22 شهریور پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۲۲ | 19:29 | دنیا - 11 تا 22 شهریور ماه روزهایی که فقط و فقط رفت به این سمت که من سفری بروم که ذره ای به ذهنمم خطور نمیکرد که این سفر رو برم و نه علاقه ای داشتم!! بله رفتم سفر حج عمره !! قصد اولیه فقط همراهی مادر بود و بس . مادری که پس از چندین بار تصمصیم برای رفتن باتفاق خواهران، هر بار داستانی پیش میومد! دو بار برای سالها عدم صدور ویزا توسط عربستان برای ایرانیها! کرونا و ... اینبار هم استرس جنگ 12 روزه !! توکل را بر خدا نهادیم . رفتیم 5 روز مکه و 5 روز مدیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 4:30

آغاز دوره دکتری پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۲۲ | 20:4 | دنیا - عادت ندارم اتفاقات رومزه خودم رو تو فضای مجازی به‌روز مثل اینستا و ... نشر بدم . اینجا هم که می نویسم گهگداری صرفا به عنوان دفتر خاطرات برای خودم و شاید بعد از ما اگر بلاگفایی باشد برای خونواده و بچه هام باشه. روز 5 شنبه اول اسفند بود فک کنم که آیلین رو رسوندیم کلاس مادم و تو همون فاصبه دو دقیقه ای من کانال خبری تلگرام رو باز کردم و فهمیدم که زمان آینده یعنی 2 اسفند آزمون دکترا هستش . یادمون افتاد که ثبت نام کرده بودیم!! تو مسیر از یه کافیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 4:30

هوا بد دو نفره است. تنفس این روزهای تهران آدمو یاد هوای ملس شمال و کمی هم پاییز بارانی میندازه.

سعی کنیم کمی آرامش را دریابیم چرا که این قافله عجب می گذرد. واقعا

آخرای سال تحصیلیه . دمت گرم عزیزم که چون کوه پای آموزش و تربیت بچه ها وایسادی. خدا قوت عزیزم

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: يکشنبه 30 ارديبهشت 1403 ساعت: 12:00

الان بشدت نشستی پای پروژه ات. فردا آخرین روز این ترمت است ایشاله.زحمت بردن آوردن ایلای جان و دیگر کلاسهای بچه ها رو هم در کنار رسیدگی به درسشون داری میکشی.سر کار و کمک به وضعیت رفاه خانواده رو هم داری به دوش می کشیکارهای خونه که تمامی ندارهو زبانی که بشدت داری تلاش میکنی.خدا قوت و خسته نباشی عزیز من. واقعا دمت گرم. با یک برنامه ریزی خوب ، تلاش و پشتکار و قطعا با اولویت بندی دیواری وجود ندارد که فتح نشود. فقط هوای سلامتی خودتم داشته باش که هنوز هنوزا سه نفر بشدت بهت نیاز دارن.دوستت می دارم زیبای من ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1402 ساعت: 6:46

سوم عید امسال مصادف با شروع روزگی بود. بعد حدود 17 سال دیگر روزه گرفتن اون مفهوم ارزشمند قبلی رو نداره واسم. برا همین تابوی حتما حتما روزه بودن رو امسال یه چند روزی شکستم و بایقی روزها رو هم اگر میگیرم صرفا طبق عادته . هر ساله سعی میکردم قرآن رو هم ظرف یکماه ختمش کنم. امسال تا به امروز که بیستم رمضان است دست به قرآن نزده ام. این حجم از تغییر واسه خودمم جالبه!! الان کمی بیشتر فکر میکنم و با خودم میگم که چه کار مزخرفیه یک ماه طی روز نخوری!! و شب که بشه ملت آزادن هر چقدر خواستن هر چی که بخوان رو بخوردن!! آخه این کجاش به یاد گشنگان بودنه!؟ منی که میدونم ساعاتی بعد غذای خوب دارم و مطمیئنم به چند ساعت بعد. فقیر کجا اطمینان دارد؟!! حالا خیلی نمیخوام به عمق افکارم بپردازم اینجا(صحبت بهشت و جهنم و ...)!!. ♥ نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۲/۰۱/۲۲ ساعت 10:51 توسط دنیا: ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1402 ساعت: 19:00

امروز گفتن که فردا مراسم تودیع معارفه دارن و رسما روز آخرم در استانی خواهد بود که ربع سنم را آنجا هستم! نمیدانستم روزی مبارک است یا برعکس؟! گرچه دلتنگش هستم و خواهم بود اما به زیبایی اردیبهشت سرسبز بهار قطعا مبارک است. گرچه سخت است شهری که سالهاست بدان عادت کرده ای را ترک کنی اما یقین دارم مرد تغییر هستم و پیروز خواهم بود. با خود می گویم اینکه چیزی نیست، تغییرات اساسی تر در پیش است ان شاءالله.برای خودم، هاج جام ، ایلایم و آیلینم بهترین روزهای آتی را می بینم. الهی آمین ♥ نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۲/۰۲/۱۸ ساعت 19:47 توسط دنیا: ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1402 ساعت: 19:00

گه، بیداد می کند این تنهایی !!

تنهایی ای که در دل تشویش ذهن و شلوغیها گم می شد. گم شدن دائمی تنهایی ام آرزوست

♥ نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۱/۱۲/۲۳ ساعت 8:51 توسط دنیا:

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: دوشنبه 21 فروردين 1402 ساعت: 19:13

چهارشنبه شب بود. 18 بهمن. ساعت 11 شب پریدند و رفتند. طبق معمول یکی یکی بهترینهایمان را تا فرودگاه ترنسفر می کنیم. هر دو پس از سالها کار و زحمت و خون دل خوردن ، حال که می بایست نزدیک بازنشستگی و استراحتشان می باید می شد با کوهی از بغض و اندوهی که گه می ترکید وطن را ترک نمودند . مگر چه می خواستند؟! فقط کمی آرامش ذهن و آینده ای آرام و روشن برای خود و فرزندان. به هر حال تنها گزینه ممکن را تلاشیدند و رفتند. آرزو می کنم هر چه زودتر دوران سختیی را که انتظارشان را می کشد به پایان برسانند و به آرامش و آسایش برسند. اشکهای ایلای و آیلین ، صبا و صوفیا ، بغضهای حالیما و هاتیجا ،سلیمه ، شیما ، شریف، ایلناز، آنا و من( که مجبور بودیم ظاهر را حفظ کنیم چون جنسمان مرد بود و آنا که می بایست امید سه نفر دیگر هم می بود) و همراهی سولماز و مسعود ، مهرداد و مهیار.خداوند یار و همراهشان . ♥ نوشته شده در شنبه ۱۴۰۱/۱۱/۲۲ ساعت 23:0 توسط دنیا: ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: دوشنبه 8 اسفند 1401 ساعت: 18:54

نوشته های این وبلاگ تقدیم به همسر عزیزم، هاتیجا:2- تجربه 40 ساله نشان از آنست که دنیا را زندگی می باید کرد و من دنیایم هاتیجا را زندگی خواهم کرد1- در هر دوره ای آدمی تجارب ارزنده ای از اعمال و اتفاقات روزمره و گذشته کسب می کند و هر فرد بنا به مقتضیات از آن بهره برداری می کند. وبلاگ اخیر با موضوعی آزاد از نیازهای انسان ایجاد شده است. نظرات شما بازدیدکنندگان می تواند بر غنای آن بیفزاید. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: دوشنبه 8 اسفند 1401 ساعت: 18:54

بعد مدتها نزدیک سحر سری به اینحا زدم. عزیز من دم خودمون گرم که با لذت تمام در حال تلاش برای ارتقاء کیفیت زندگی کوتاه در این دنیا هستیم. اصل لذت بردن از مسیر است . و خدا رو شکر که دیگری رو ابزار و وسیله برای خودمون نمیبینیم و مفهوم زندگی رو اینقدر کوچیک نمیکنیم . عشق ، مسیر و هدف زندگانی من تلاش بیکران برای خوشحالی و سلامتی تو و دو تا جیگرامونه . و در این مسیر لذت میبرم. دوستت دارم شدیدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 14:55

این روزها: کلاسای ایلای جان دو روز در هفته شروع شده . خونه مسعود دایی دمش گرم. اول شهریور هم کلاسای آیلین جان شروع میشه که همین روز هم قراره خونمون رو تحویل بدن. ان شاءاللهدو روزه پراید بابا رو آوردم و ماشین قرمز رو تحویل دادم. حرف و حدیث و چالش کاری این روزا با بی ارزشی صاحبان قدرت مخصوصا تو زیست سعی بر از پا درآوردن من دارند. منتظر خبر از مرتضوی هستم. نشد رحیمی، رهبر و طبر . هر آنچه خبر است همان افتد اتفاق. هاججام هم آخرای ترم یک آفرینشه و انتقالی موقت سال دوم هم اوکی شد. خلاصه همچنان زنده ایم و قراره زندگی بکنیم . ♥ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۱/۰۵/۱۹ ساعت 8:31 توسط دنیا: ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: دوشنبه 12 دی 1401 ساعت: 17:29

سال تحصیلی 1401 هم شروع شد . ایلای جان که مدرسه اش نزدیکه و خودش ماشاءالله میره و میاد . 7.30 الی14.30آیلین جان هم که رفتش طالقانی و متاسفانه هنوز سرویسش درست نشده و کمی رفت و آمدش سخنه 8.30 تا 12.30هاججام هم که سه روز در هفته مدرسه و میره و دو روز هم دانشگاهمنم که همچنان سرکارم و سه روز هم دانشگاه.اینترنت قطعه و گهگداری برخی سایتها رو میشه کانکت شد. ایشاله که این موضوع هم رفع شه و ما هم به روال برگردیم و کمی آرامش رو تجربه کنیم. ♥ نوشته شده در شنبه ۱۴۰۱/۰۷/۱۶ ساعت 12:27 توسط دنیا: ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: دوشنبه 12 دی 1401 ساعت: 17:29

ساعت ۱۹ و ۳ دقیقه و ۲۶ ثانیه  سال ۱۴۰۱ هم اکنون را در مترو گلشهر به سمت مسعود دایی تحویل کردم. فکر میکنم بار اولی بود که ۲۹ اسفند روز تولدم را تا لحظاتی قبل سر کار بودم! سال ۱۴۰۰ هم گذشت با تمام سختیهای کرونا و وضعیت اقتصادی کشور. اما برای من و خانواده ام حرکتهای رو به جلوی مثبتی ثبت شد. تلاش خیلی زیاد در این سال علیرغم سه ریجکتی تجربه هایی را به ما افزود که میشود برای ادامه حیات تصمیمی بهتر و بهتر گرفت. چهره هایی که لحظه تحویل سال در مترو میبینم چهره هایی هستند که فریاد می زنند : سالهاست که تحویل سال و اینکه الان چه زمانیست و چه اهمیتی دارد را از یاد برده اند!! وای چه بر سر مردم سرزمینم آمده است. امیدوارم سال بعد در مورد سال ۱۴۰۱ که مینویسم سرشار از شور و شعف برای همه انسانها باشد. آمین ♥ نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۹ ساعت 19:18 توسط دنیا: ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حبیبی تاريخ: پنجشنبه 9 تير 1401 ساعت: 15:37

صفحه بندی